![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستان
امیدوارم که خوب باشید علارغم میل باطنیم این آخین پستیه که تو این بلاگ می نویسم شنبه صبح ساعت ۸ باید خودمو به نظام وضیفه معرفی کنم البته خاسته یا نا خاسته باید این ۲سال بگزره که مثله می گن آدم برنامه زندگیش دستش میاد ما که همین الانشم برنامه داریم واسه زندگی البه اینم بگم اگه بزارن زندگی کنیمو اسمه این بازیه مسخره رو زندگی بزاریم در کل خوبی بدی دیدید ببخشید ببخشید من همیشه املام اشکال داشته
این روزا عشق آدمها مثل عروسک بازیه آخر قصه ها همش حرف خدا حافظیه دیگه کسی تو کوچه ها شعر وغزل نمی خونه نگاه هیشکی تا ابد به قاب در نمی مونه این روزا رسم آدما رفتن بر نگشتنه ساده ترین کار همه از همدیگه گزشتنه این روزا کاز عاشقا گریه و چشم به راهیه جرم گناه همشون گناه بی گناهیه این روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست تواین هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست |
|
+ بارشه اشك در
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 6:20 توسط مهدی |
|
|
اي كسي كه مامور دفن من هستي :
به حرف من گوش كن......
دستم را از تابوت بيرون كن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسيدم.
چشمهايم را باز بگذار بفهمند كه چشم براه بودم و به آن نرسيدم .
قالب يخي به شكل صليب بر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع آب شود و به جاي عزيزي كه
دوستش دارم بر سر مزارم گريه كند . |
|
+ بارشه اشك در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:27 توسط مهدی |
|
![]() |
|
+ بارشه اشك در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:21 توسط مهدی |
|
|
شبیه دو ماهی به هم میرسیم اگرتو بخواهی به هم میرسیم قدمها یمان تند تر میشود د ر اغاز راهی بهم میرسیم دلم خواب دیده در شبی به دور از سیاهی بهم میرسیم فقط با دو لبخند خوش میشویم فقط با نگاهی بهم میرسیم |
|
+ بارشه اشك در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 14:49 توسط مهدی |
|
|
از یاد نبر ، که از یاد نبردمت ... (یعنی میتونی؟؟؟) از یاد نبرکه تمام این ماه ها با هر زنگ نابهنگام در خانه از جا پریدم و به جای صدای تو صدای همسایه ای ، دوستی ، دشمنی را شنیدم. از یاد نبر که در اکثر شب ها از دوری تو در اتاق من باران بارید چون هوای دلم از دوریه تو ابری شد از یاد نبر که همیشه حنجره من هواخواه خواندن آواز آرزوهای تو بود من که نباشم چه کسی هر شب با یک بغل ترانه و دلی دیوانه به سراغ خاطرات پاک تو می آید ؟؟!! ی ترسیدم -زبانم لال-نگاهت در پس دروازه جدایی جا بماند اما انگار برف های فاصله از حرارت حرف هایم آب نمی شوند.. حالا فکر می کنم که می آیی !!! می آیی و همیشه در کنام می مانی "و ای کاش که مرا برای همیشه باور کنی که تو همه باور زندگی من هستی" |
|
+ بارشه اشك در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 4:6 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| دلم ميگه |
Listen And Silent Are Two Words With The Same Letters And Very iMportant For Freindship, Because Only A True Freind Can Listen To You When You Are Silent
|
| دلتنگي گذشته |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|